*shabname sobh*
راننده ی تاکسی مسافرتاکسی آهسته روی شانه راننده زدوگفت:((همین بغل پیاده می شم .))راننده جیغ زد کنترل ماشین رااز دست دادونزدیک بودبه اتوبوسی بزند اما پیچید وازجدول کنارخیابان بالا رفت.نزدیک بود چپ کند اماکنار مغازه ای توی پیاده رومتوقف شد.برای چندثانیه هیچ حرفی بین راننده ومسافر ردوبدل نشد. سکوت سنگینی حکم فرما شدتا اینکه راننده روبه مسافر کردوگفت:((مردحسابی!دیگه هیچ وقت این کاروتکرار نکن.منو تاسرحد مرگ ترسوندی.)) مسافر عذرخواهی کرد وگفت:(( نمی دونستم که ضربه ای کوچولو این قدر تورومی ترسونه.))راننده جواب داد:((واقعا راست می گی.تقصیرتونیست.امروز اولین روزیه که به عنوان راننده تاکسی کارمی کنم.آخهمن۲۵سال راننده ماشین نعش کش بودم.)) *نکته:* می بینیدچگونه عادات والگوهای گذشته ما درامروزمان اثرمی گذارد؟انسان سرنوشت ساز از گذشته استفاده می کند نه اینکه گذشته اش همچون مانع وباری برامروزش سنگینی بکند. گفت وگوی فرشته وشیطان فرشته ازشیطان پرسید:((قوی ترین سلاح توبرای فریفتن انسان هاچیست)) ؟ شیطان گفت:((به آن ها می گویم هنوز فرصت هست)). شیطان پرسید :((قدرتمندترین سلاح تو برای امید بخشیدن به انسان ها چیست))؟ فرشته گفت :((به آن ها می گویم هنوز فرصت هست)). نکته: امید مثل چاقوی دو لبه عمل می کند.سرنوشت سازان به مدد نیروی ایمان و امید ناشی از آن در تنگناها وبرزخ های زندگی با استقامت و پشتکار به راه خود ادامه می دهند اما سرنوشت پذیران به امید فرصت ها و موقعیت های بهتر دست روی دست می گذارند واز ارائه هرگونه طرح و حرکت و تکاپو در مسیر زندگی خود داری می کنند. هریک از شما بانکی دارید بنام بانک زمان.هرروز صبح دربانک شما۶۰۰/۸۴ثانیه اعتبار ریخته می شودوآخرشب این ثانیه ها به پایان می رسند.هیچ برگشتی نیست وهیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمی شود. ارزش یک سال رادانش آموزی که مردود شده می داند. ارزش یک هفته راسردبیریک هفته نامه میداند. ارزش یک ساعت راعاشقی میداندکه انتظار معشوق رامی کشد. ارزش یک دقیقه را شخصی میداندکه ازقطار جامانده است. ارزش یک ثانیه را آن کسی می داندکه ازثانیه ای مرگبارجان به دربرده است. هرلحظه گنجی بزرگ است.گنج تان را به آسانی ازدست ندهید. باز بخاطر بیاورید:"زمان بخاطر هیچ کس منتظر نمی ماند." دیروز به تاریخ پیوست. فردامعماست...! و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند. او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی ؟ گفت : صاحب مال عقیده داشت که این دعا مال او را حفظ میکند. و من دزد مال او هستم نه دزد دین او. اگر آن را پس نمیدادم و عقیده ی صاحب آن مال خللی می یافت آن وقت من دزد باور های او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.... ! پسربچه ای بودکه اخلاق خوبی نداشت.پدرش جعبه ای میخ به اودادوگفت که هربار که عصبانی می شود باید یک میخ به دیوار بکوبد. روزتول پسربچه ۳۷میخ به دیوار کوبید.طی چندهفته بعد همان طور که یادمی گرفت چگونه عصبانیتش راکنترل کند تعداد میخ های کوبیده شده به دیوارهم کمترمی شد. اوکه کنترل عصبانیتش آسانتراز کوبیدن میخ ها بردیوار است... بالاخره روزی رسیدکه پسربچه دیگرعصبانی نمی شد. اواین مساله رابه پدرش گفت وپدرنیز پیشنهاد کرد که ازاین به بعد هرروز که می تواند عصبانیتش راکنترل کند یکی از میخ هارا ازدیوار بیرون آورد. روزها گذشت وپسربچه سرانجام توانست به پدرش بگوید که تمام میخ هارا ازدیوار بیرون آورده است. پدر دست پسربچه راگرفت وبه کناردیوار بردوگفت:پسرم!توکار خوبی انجام دادی وتوانستی برخشم خودپیروز شوی. امابه سوراخ های دیوارنگاه کن. دیواردیگرمثل گذشته اش نمی شود.وقتی تودرهنگام عصبانیت حرف های بدی می زنی آن حرف هاهم چنین آثاری به جای می گذارند. تومی توانی چاقویی دردل انسانی فروکنی وآن رابیرون آوری.اما هزاران بارعذرخواهی هم فایده ندارد.آن زخم سرجایش است. زخم زبان ونیش وکنایه زدن به دیگران هم به اندازه ی زخم چاقودرد ناک وماندگار است. نظر یادتون نره ه ه ه ه ه .......
صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را نیکی چه بدی داشت که یک بار نکردی؟؟ سلام خوفید؟ بیت بالا مفهوم قشنگی داشت گفتم اینجا بنویسم . . . اگه دقت کرده باشید میبینید که وب من موضوع خاصی نداره تو وب میذارم. نظر شما چیه؟!!!! نظر بدیییییییییییییییییییییییییییید ...!!!!


گویند روزی دزدی در راهی بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود

![]()

![]()
![]()
![]()
.آخه من هرچیزی که به نظرم جالبه
وبو چطور ارزیابی می کنید؟![]()
![]()
| miss-o |





















